( فقه) درتفاهم عرف، فکری است که پیش ازاقدام بکاری درخاطر خطور نماید و فکر وصول بآن، محرک انسان نسبت به آن کارگردد چنانکه میزبان برای پذیرائی ازمهمان غذای مخصوصی را می خرد فکر پذیرائی ازمهمان، محرک براقدام به عمل بیع بوده است. هرگاه غرض حاصل نشود صدمه ای بعقد نمی رسد چنانکه درمثال بالا اگرمهمان خلف وعده کند بیع فاسد نمی گردد و برای مشتری حق خیار هم نخواهد بود. داعی راهم فقهاء درهمین معنی بکاربرده اند.