(مدنی- فقه) صفت مشترک کلیه عقود و ایقاعاتی که اقدام کننده بآنها نتواند بقصد یکطرفی خود آنرا فسخ کند( ماده 185ق- م) همین معنی در اصطلاح ((اصالة اللزوم )) مقصود است( ماده 219 ق- م) عکس حالت بالا را جواز گویند. لزوم و جواز عقود و ایقاعات از مسائلی نیست که به تاسیس قانونگذاری از قانونگذاران پدید آمده باشد یعنی از احکام تاسیسی نیست بلکه از احکام امضائی است یعنی هر قرارداد و هر ایقاع ازهر زمانی که بین بشر پدید آمده است ازهمان زمان با توجه بطبیعت مصلحت راجع بهمان قرارداد یا ایقاع لزوم یا جواز آن هم بین طرفین قرارداد روشن بوده است. دلیلی بر تأسیسی بودن آنها وجود ندارد و دلیل امضائی بودن آن از بدیهیات است. نظر فقهاء بر تاسیسی بودن لزوم و جواز است.