در لغت بمعنی وجود و تحقق است. در اصطلاح اشاره است بوجود هر چیز در واقع و نفس الامر صرفنظر از علم وجهل انسان. مثلا دو نفرکه درمالکیت مالی اختلاف دارند و دعوی را نزد قاضی طرح می کنند مالکیت آن مال یک مرحله ثبوت قبل ازطرح دعوی دارد یعنی صرفنظر ازعلم و جهل دادرس به مالکیت آن مال آن مال در واقع یا تعلق بیکی از متداعیین دارد یا بهر دو یابه شخص ثالث و غیره. وقتیکه دادرس مالکیت یکی از متداعیین را احراز نمود و آماده صدور حکم شد مالکیت آن مال وارد مرحله اثبات (یا مرحله علم دادرس در مثال مفروض) میشود وممکن است مرحله اثبات مطابق مرحله ثبوت باشد (اگر حکم مطابق واقع باشد) یا مخالف مرحله ثبوت (رک. اثبات)