(فقه (- الف- بمعنی جعل است (رک. جعل) جاعل را وضاع( بتشدید ثانی) نامند.
ب- معین کردن چیزی (اعم از لفظ و غیره مانند علامات) برای معنی معینی مانند تعیین کلمه ای برای معنی مخصوص. این را وضع لفظی گویند. فاعل این کار را واضع نامند و آن معنی را موضوع له گویند وآن لفظ را موضوع خوانند.
ج- در مقابل حکم بکار میرود بمعنی حکم وضعی (رک. حکم). ( تجارت) حا لت بدهی یا دارائی تجارتخانه ازحیث اسناد تجاری و ارزها.