( فقه) نوعی است از وجود که تحقق و واقعیت آن بسته به فعالیت ذهن است یعنی اندیشه در ایجاد آن دخالت دارد ولی آن وجود بصورت وجود ذهنی نیست و بهمین جهت با انصراف ذهن ازآن، نابود نمیشود( رک. وجود ذهنی) مثلا
یک قطعه اسکناس ده ریا لی که ارزش آن ده ریال است: اولا- این مقدار ارزش ناشی از ا ندیشه اقتصادی خاصی است که اگر آن اندیشه نبود این مقدار ارزش برای آن قطعه کاغذ حاصل نمی شد.
ثانیأ- ارزش مزبور که درمعا مله ودا د ستد وجود دارد وجودش وجود ذهنی نیست زیرا با انصراف ذهن از مساله اسکناکس ها ارزش مزبور ازبین نمیرود. پس ارزش اسکناس یک موجود اعتباری است. آنچه که ازقصد انشاء حاصل میشود (ازقبیل ملکیت- رابطه زوجیت و مانند اینها) ازموجودات اعتباری هستند( بند ششم ماده 13 آئین دادرسی مدنی).