با سلام و احترام، اینجانب محکومعلیه یک رای غیابی مبنی بر ثبت واقعه نکاح دائم هستم. مستند دعوی زوجه، برگه عقدنامه است که تحت شرایط خاصی پس از عقد توسط یک روحانی امضا شده و اکنون در مرحله واخواهی قصد دارم با نگاهی متفاوت از جنبه «تدلیس و فریب در نکاح» دفاع کنم. خواهشمند است راهنمایی فرمایید:۱. تدلیس توسط شخص ثالث (عموی زوجه): عموی زوجه با به کار بردن مانورهای متقلبانه و ارائه وعدههای واهی، بنده را متقاعد نمودند که تنظیم این نوشته صرفاً یک امر تشریفاتی و صوری برای جلب رضایت خانواده بنده است و فاقد اثر شرعی و قانونی میباشد. با توجه به اینکه امضای بنده ناشی از این فریب (تدلیس) بوده، آیا میتوان ابطال این توافق را به دلیل خدشه در اراده و رضایت خواستار شد؟۲. فقدان قصد انشا (عقد صوری): با توجه به اینکه طرفین در زمان امضای برگه، فاقد قصد واقعی برای ایجاد علقه زوجیت بودهاند و صرفاً جهت «ایجاد عمل انجام شده» برای خانواده اینجانب مبادرت به این کار کردهاند، آیا اثبات «فقدان قصد» از طریق اماراتی همچون عدم حضور و عدم اذن پدر زوجه (با وجود باکره بودن وی) و شهادت شهود مطلع از صوری بودن ماجرا، امکانپذیر است؟۳. پیگیری کیفری همزمان: آیا طرح شکایت کیفری تحت عنوان «تدلیس در نکاح» علیه عموی زوجه و خودِ زوجه، میتواند موجب توقف اجرای حکم حقوقی ثبت واقعه ازدواج تا تعیین تکلیف پرونده کیفری گردد؟۴. تاثیر باکره بودن و عدم نزدیکی: با توجه به اینکه زوجه کماکان باکره بوده و هیچگونه رابطهای واقع نشده است، آیا عدم تنفیذ پدر (ولی قهری) در کنار ادعای تدلیس، میتواند شانس موفقیت بنده را در دعوی تقابل یا واخواهی برای اعلام بطلان عقد به ۱۰۰ درصد برساند؟پیشاپیش از تحلیل حقوقی شما وکلای محترم سپاسگزارم.