سال ۹۹ همسرم اموالی،و که متعلق به خودش،بود اما به دلایلی به نام مادرش کرده بود و از مادرش بای،دختر ۵ساله ما با مبایعنامه حگخرید با مبلغ ثمن ناچیز.اما قبل از انجام انتقال سند همسرم فوت کرد و مادرش بعد از اون حاضر به انتقال نشد.من شکایت کردم و رای گرفتم و در سال ۴۰۱به نام دخترم سند گرفتم .در این مدت بارها شکایت های،مختلف مطرح کردند و هر بار رد شد.دختر من فرزند خوانده است و مادرش بارها در دادگاه اعام کرد من چون فکر میکردم این بچه نوه واقعی منه اموالم و به نامش کردم وگرنه انجام نمیدادم و ادعا کرد همسر من به دلیل اینکه ولی قهری نبوده اهلیت نداشته در امضای مبایعنامه و نباید برای،کودک معامله میکرده.امادادگاه نپذبرفت ودر نجدید نظر گفت براساس اسناد سجلی دعای شما رد میشه.بعد از ۳،سال مادرشوهرم درخواست نفی نسب و و گواهی،حصر وراثت داد .وددادگاه براساس رای دادگاه خانواده مبنی،بر فرزند خواندگی رای،نفی نسب و صادر کرد.بعد ازراون به دادگاه تجدید نظر درخوایت اعاده دادرسی،دادند برای رای،صادره و درخواستشون رد شد .و دوباره یک دادخواست با موضوع حیله و فریب،بر علیه من دادند و تقاضای،ابطال معامله و براین اساس،کردند .