سوال حقوقی

حقوقی

 بابت پرونده اراضی ملی بر اساس نظریه خلاف واقع کارشناسان حکم بر بی حقی صادر شدهو در دادگاه تجدید نظر قطعی گریده است اینجانب بعموان معترض ثالث حسب لینکه مقداری از این اراضی را قبل از تاریخ برگ تشخیص منابع طبیعی خریداری نموده بودم و به استناد اینکه زمین های مجاور تحت همین پلاک جزء مستثنیات قرار گرفته بود اعتراض ثالث نمودم که متاسفانه دادگاه حکم بر بی حقی بزور قطعی صادر نمود، حال اینجانب با توجه به کشف سندهای ارباب رعیتی که شامل قبوض اجاره بها و احاره نامه فی مابین ارباب و رعیت این زمین که در سال ۲۴ تنظیم گرویده بود کخ اثبات می‌کند این اراضی دارای نوعیت کشاورزی بوده و کشت و زرع میسده مجدداً درخواست اعاده دادرسی انجام دادم ولی متأسفانه دادگاه قرار رد اعاده دادرسی آنهم بصورت قطعی صادر نموده است و استناد دادگاه به ماده ۱۳۰۵ قانون مدنی بوده و عنوان نموده طبق این قانون تاریخ تنظیم این اسناد بین اشخاصی که در تنظیم آن مشارکت داشته اند معتبر است و ربطی به منابع طبیعی ندارد در صورتی که این ماده قانون در خصوص دعوای اثبات مالکیت کاربرد دارد و ما در این دعوا منظورمان مشخص نمودن نوعیت بوده ولا غیر   ، حالا ضمن اینکه اینجانب کارشناسی مجدد رو بصورت شخصی داده که در این کارشناسی محرز میگردد که کارشناسان منتخب در پرونده خلاف واقع نظر داده اند ، دوم اینکه این اراضی طبق عرف محلی و نیز کاربری سند اون این اراضی بعنوان اراضی صحرایی مشهور است و اراضی صحرایی نوعی از اراضی اآیش محسوب میگردد زیرا در گذشته با توجه به بارش سالانه در بعضی سالها اراضی کشت میشده و در زملن خشکسالی از کشت میافتاده و طبق قاتون اراضی آیش حتی اگر گیاهان خودرو در آن روئیده باشد جزء مستثنیات میباشد ، حالا رایی وجود دارد که خلاف این رأی باشد ، دوما چگونه میتوانم این حکم رو بشکنم مثلاً از طریق اثبات مالکیت امکانش هست ممنون میشم راهنمایی دقیق و جامع بفرمائید ، متشکرم  

8 روز پیش   6 پاسخ   مدنی  
پگاه صمدی اشتجرانی
پگاه صمدی اشتجرانی
وکیل پایه یک کانون وکلای دادگستری
1405/04/03
با توضیحاتی که ارائه کرده‌اید، موضوع پرونده شما از جنس اعتراض به ملی شدن اراضی و اثبات مستثنیات بودن ملک است، نه دعوای اثبات مالکیت. به همین دلیل باید مسیر حقوقی را با دقت انتخاب کرد؛ زیرا طرح دعوای نامناسب ممکن است مجدداً با اعتبار امر مختومه مواجه شود.

۱- استناد دادگاه به ماده ۱۳۰۵ قانون مدنی تا چه حد صحیح است؟

ماده ۱۳۰۵ قانون مدنی مقرر می‌دارد:

«در اسناد عادی تاریخ فقط درباره اشخاصی که در تنظیم آن شرکت داشته‌اند و قائم‌مقام آنان معتبر است.»

این ماده عمدتاً ناظر به اعتبار تاریخ سند عادی است.

اما در پرونده‌های منابع طبیعی، قبوض بهره مالکانه، اجاره‌نامه‌های ارباب و رعیتی، دفاتر آماری زراعی، گواهی پرداخت عشر و مالیات و اسناد مشابه، معمولاً نه برای اثبات مالکیت، بلکه برای اثبات سابقه احیا و زراعت قبل از ملی شدن مورد استناد قرار می‌گیرند.

در آرای متعدد دیوان عالی کشور نیز پذیرفته شده که این قبیل اسناد می‌توانند در کنار سایر قرائن و امارات، دلالت بر سابقه زراعت و احیا داشته باشند.

بنابراین اگر دادگاه صرفاً با استناد به ماده ۱۳۰۵ و بدون بررسی ارزش اثباتی این اسناد از حیث نوعیت زمین، اعاده دادرسی را رد کرده باشد، استدلال دادگاه قابل انتقاد است.



۲- آیا نظریه کارشناسی خصوصی جدید می‌تواند مبنای اعاده دادرسی باشد؟

خیر، به تنهایی معمولاً خیر.

زیرا بند ۷ ماده ۴۲۶ قانون آیین دادرسی مدنی درباره کشف اسناد جدید است، نه کشف نظریه کارشناسی جدید.

دادگاه‌ها غالباً نظریه کارشناسی اخذشده پس از صدور حکم را «دلیل جدید» تلقی می‌کنند نه «سند مکتوم».

اما اگر نظریه جدید ثابت کند:

* کارشناسان قبلی مرتکب اشتباه فاحش شده‌اند؛
* یا از نقشه‌های خلاف واقع استفاده کرده‌اند؛
* یا بخشی از سوابق را عمداً نادیده گرفته‌اند؛

ممکن است زمینه شکایت انتظامی یا حتی کیفری علیه کارشناسان فراهم شود.



۳- آیا اراضی صحرایی می‌توانند مستثنیات باشند؟

بله، در مواردی.

ملاک قانونی، وضعیت زمین در تاریخ ملی شدن جنگل‌ها و مراتع است.

طبق رویه دیوان عالی کشور و هیأت عمومی، صرف وجود پوشش مرتعی یا گیاهان خودرو در زمان بازدید کارشناسان ملاک نیست.

اگر ثابت شود زمین:

* سابقه احیا داشته؛
* سابقه زراعت داشته؛
* آیش بوده؛
* یا در گردش زراعی قرار داشته؛

می‌تواند مستثنیات محسوب شود.

بنابراین اگر بتوانید ثابت کنید:

* زمین در سال‌های قبل از ملی شدن کشت می‌شده؛
* سپس به علت خشکسالی یا شرایط اقلیمی آیش مانده؛

این موضوع از لحاظ حقوقی مؤثر است.



۴- آیا رأیی برخلاف رأی پرونده شما وجود دارد؟

بله، در رویه دیوان عالی کشور و شعب مختلف دادگاه‌ها بسیار دیده می‌شود که:

* قبوض بهره مالکانه،
* اسناد ارباب رعیتی،
* گواهی اصلاحات ارضی،
* دفاتر زراعی،
* عکس‌های هوایی قدیمی،

برای احراز سابقه احیا و زراعت پذیرفته شده‌اند.

اما باید رأی‌های مشابه با موضوع دقیق پلاک و وضعیت زمین بررسی شود.



۵- مهم‌ترین سؤال: چگونه می‌توان حکم قطعی را شکست؟

با توجه به توضیحات شما، چند مسیر قابل بررسی است:

الف) شکایت فوق‌العاده نزد رئیس قوه قضائیه (ماده ۴۷۷)

اگر رأی صادره:

* خلاف بین شرع باشد؛
* یا دادگاه به نحو آشکار قواعد ملی شدن و مستثنیات را نادیده گرفته باشد؛

می‌توان درخواست ماده ۴۷۷ مطرح کرد.

در پرونده‌های منابع طبیعی، این مسیر نسبتاً شایع است.



ب) شکایت از کارشناسان

اگر نظریه کارشناسی جدید نشان دهد:

* کارشناسان برخلاف عکس‌های هوایی نظر داده‌اند؛
* یا واقعیت میدانی را نادیده گرفته‌اند؛

می‌توانید در:

* دادسرای انتظامی کارشناسان رسمی؛
* و در صورت وجود سوءنیت، مرجع کیفری

طرح شکایت کنید.

اگر بعداً تخلف یا جعل یا گزارش خلاف واقع احراز شود، زمینه اعاده دادرسی مجدد نیز ممکن است ایجاد گردد.



ج) کشف سند جدید واقعی

اگر اسناد ارباب رعیتی که اکنون پیدا شده‌اند:

* در زمان رسیدگی وجود داشته‌اند؛
* اما در اختیار شما نبوده‌اند؛
* و دسترسی به آنها مقدور نبوده است؛

ممکن است بتوان دوباره بر مبنای بند ۷ ماده ۴۲۶ استدلال کرد که سند مکتوم بوده است.

البته چون یک بار اعاده دادرسی رد شده، باید بررسی شود قرار رد به چه استدلالی صادر شده است.



د) دعوای اثبات مالکیت

به نظر من این مسیر ضعیف‌ترین راه است.

زیرا:

اگر حکم قطعی بر ملی بودن زمین صادر شده باشد، دادگاه احتمالاً خواهد گفت:

* مالکیت فرع بر مستثنیات بودن است؛
* وقتی زمین ملی تشخیص شده، دعوای اثبات مالکیت قابلیت استماع ندارد.

بنابراین صرف دعوای اثبات مالکیت معمولاً رأی قبلی را نمی‌شکند.



۶- راهی که به نظر مؤثرتر می‌رسد

اگر واقعاً در اختیار دارید:

1. اجاره‌نامه ارباب و رعیتی سال ۱۳۲۴؛
2. قبوض اجاره یا بهره مالکانه؛
3. اسناد دال بر کشت و زرع؛
4. نظریه کارشناسی جدید؛
5. سوابق مستثنیات شدن پلاک‌های مجاور؛
6. عکس هوایی قدیمی (خصوصاً ۱۳۳۵ و ۱۳۴۶)؛

به نظر می‌رسد بهترین مسیر:

* بررسی امکان درخواست ماده ۴۷۷؛
* شکایت انتظامی از کارشناسان قبلی؛
* و تهیه یک نظریه کارشناسی فنی مبتنی بر عکس‌های هوایی تاریخی
باشد.
مهسا کرمی
مهسا کرمی
کارآموز وکالت
1405/04/03
سلام مبنای اصلی شما ماده ۱ قانون ملی شدن جنگلها و مراتع است اما در این پرونده نقطه تعیین کننده این نیست که اصل ملی شدن وجود دارد یا نه بلکه این است که آیا ملک مورد بحث در زمان معیار از شمول آن خارج بوده و در زمره مستثنیات قرار میگرفته یا خیر
ایراد دادگاه به ماده ۱۳۰۵ قانون مدنی هم به این معناست که سند عادی از حیث تاریخ و اعتبار بین امضاکنندگان ارزش دارد اما این ماده به تنهایی برای اثبات نوعیت زمین در برابر منابع طبیعی کافی نیست و نمی توان فقط با آن ماهیت زراعی یا ملی بودن ملک را تعیین کرد مگر اینکه با سایر قرائن و امارات تقویت شوددر وضعیتی که حکم قطعی علیه شما صادر شده و اعاده دادرسی هم رد شده مسیر مؤثر معمولاً اثبات مالکیت صرف نیست چون مالکیت وقتی علیه تشخیص ملی مطرح میشود به تنهایی گره را باز نمیکند راه درست این است که دعوا را بر محور اعتراض به تشخیص ملی بودن و اثبات مستثنیات بودن زمین بازسازی کنید و نشان دهید که ملک از ابتدا زراعی بوده و در عرف محل نیز به عنوان اراضی صحرایی یا زراعی شناخته میشده است سندهای ارباب رعیتی قبوض اجاره بها اجاره نامه های قدیمی و هر نوشته ای که نشان بدهد زمین در سالهای قبل از برگ تشخیص مورد کشت و زرع بوده میتواند برای اثبات سابقه احیا و نوعیت ملک بسیار مهم باشد کارشناسی خصوصی جدید هم به تنهایی حکم قطعی را از بین نمی برد اما میتواند به عنوان دلیل مؤید برای اثبات اشتباه کارشناسی سابق و درخواست رسیدگی مجدد ماهوی یا طرح دعوای جدید نقش جدی داشته باشد
اگر بخواهم دقیق و حرفه ای جمع بندی کنم راه شما این نیست که دوباره از مسیر اثبات مالکیت خالص بروید بلکه باید بر پایه اثبات مستثنیات بودن و بطلان تشخیص ملی از طریق اسناد قدیمی عرف محل سابقه کشت و زرع و کارشناسی فنی جدید پرونده را بازسازی کنید
محمدمهدی رحیمیان
محمدمهدی رحیمیان
کارشناس حقوقی
1405/04/02
درود بر شما
شما گزارش خلاف واقع شکایت کن و اون گزارشی که باعث حکم قطعی شده رو باطل کن، بعد تقاضای اعاده کن
کارشناس خصوصی جدید معمولا بعنوان دلیل نمیتونه باشه
حتما با یه وکیل متخصص در این زمینه مشاوره بگیرید
موفق باشید
فاطمه نیکنام برزل آباد
فاطمه نیکنام برزل آباد
کارشناس حقوقی
1405/04/02
سلام احترام
رأی قطعی اراضی ملی فقط از سه مسیر استثنایی قابل شکستن است و همه این مسیرها بر پایه نوعیت زمین طبق تبصره ۱ ماده ۵۶ قانون حفاظت و بهره‌برداری از جنگل‌ها است نه مالکیت. چون دادگاه اعاده دادرسی را با استناد به ماده ۱۳۰۵ قانون مدنی رد کرده، در حالی‌که این ماده فقط درباره اعتبار تاریخ اسناد بین طرفین است و مانع استناد شما برای اثبات نوعیت نیست، اکنون تنها راه‌های باقی‌مانده اعتراض ثالث فوق‌العاده، دعوای جدید برای احراز نوعیت یا اثبات مالکیت، و درخواست ماده ۴۷۷ است. اعتراض ثالث فوق‌العاده طبق ماده ۴۱۷ قانون آیین دادرسی مدنی حتی پس از قطعیت رأی قابل طرح است و مخصوص زمانی است که رأی بدون حضور شما به حقوقتان لطمه زده باشد. دعوای جدید اثبات مالکیت یا احراز نوعیت نیز با استناد به ماده ۳۰ و ۳۱ قانون مدنی و تبصره ۱ ماده ۵۶ قابل طرح است، زیرا اگر ثابت شود زمین آیش یا دایر بودهeven با گیاه خودروجزء مستثنیات است و رأی قبلی قابلیت بی‌اثر شدن دارد.
مسیر سوم درخواست ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری است که در صورت اشتباه فاحش در تشخیص نوعیت، نظر خلاف واقع کارشناسان، نادیده گرفتن عرف محلی یا اسناد اربابرعیتی سال ۱۳۲۴، می‌تواند رأی را نقض کند. کارشناسی جدید شما که خلاف واقع بودن نظریه کارشناسان قبلی را نشان می‌دهد، در ماده ۴۷۷ و دعوای جدید اثر مستقیم دارد طبق ماده ۲۶ قانون کارشناسان رسمی حتی می‌تواند مبنای شکایت انتظامی باشد. عرف محلی و نوعیت اراضی صحرایی نیز که نوعی آیش محسوب می‌شود، مطابق تبصره ۱ ماده ۵۶ دلیل قوی برای خروج از ملی بودن است. بنابراین راه هایی که شما برای شکستن رأیهست فقط سه راه است: اعتراض ثالث فوق‌العاده، دعوای جدید برای احراز نوعیت یا اثبات مالکیت، و درخواست ماده ۴۷۷. اعتراض ثالث، اثبات مالکیت، یا درخواست ماده ۴۷۷.

موفق باشید
سیده رضوان ساعدی
سیده رضوان ساعدی
وکیل پایه یک کانون وکلای دادگستری
1405/04/02
سلام وقت بخیر، کاربر ارجمند، با توجه به توضیحاتی که ارائه کرده‌اید، صرف صدور رأی قطعی مانع از پیگیری حقوقی نیست، اما شکستن چنین حکمی مستلزم استفاده از طرق فوق‌العاده اعتراض است. اگر اسناد ارباب رعیتی، قبوض اجاره‌بها و اجاره‌نامه‌های سال ۱۳۲۴ پس از رسیدگی‌های قبلی کشف شده و در زمان دادرسی در اختیار شما نبوده‌اند، از نظر حقوقی می‌توان استدلال کرد که این اسناد صرفاً برای اثبات مالکیت ارائه نشده‌اند بلکه برای اثبات سابقه احیا، زراعت و نوعیت زمین قبل از ملی شدن مورد استناد هستند و بنابراین استناد دادگاه به ماده ۱۳۰۵ قانون مدنی قابل بحث و نقد است، زیرا موضوع دعوا احراز سابقه کشت و زرع و خروج زمین از شمول اراضی ملی بوده است نه صرف اثبات تاریخ مالکیت. همچنین اگر بتوانید با دلایل فنی و مستند ثابت کنید کارشناسان پرونده برخلاف واقع اظهار نظر کرده‌اند، در صورت وجود ادله کافی حتی امکان طرح شکایت انتظامی علیه کارشناسان یا درخواست رسیدگی کیفری در صورت احراز جعل، تبانی یا گزارش خلاف واقع نیز وجود دارد. از طرف دیگر، در دعاوی منابع طبیعی ملاک اصلی احیا و بهره‌برداری از زمین قبل از تاریخ ملی شدن است و چنانچه بتوانید از طریق اسناد تاریخی، عکس‌های هوایی، تحقیقات محلی، سوابق زراعی، گواهی معتمدین محلی و نظریه کارشناسی مستدل ثابت کنید که اراضی مورد اختلاف از نوع اراضی زراعی یا آیش بوده‌اند، این ادله می‌تواند مبنای طرح دعوای جدید یا درخواست اعمال ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری در صورت وجود خلاف بین شرع بودن رأی قرار گیرد. در خصوص اراضی آیش نیز رویه قضایی و مقررات مربوط به مستثنیات اشخاص، اصل را بر این قرار داده‌اند که آیش بودن زمین لزوماً موجب ملی بودن آن نمی‌شود و اگر سابقه احیا و بهره‌برداری کشاورزی قبل از ملی شدن احراز گردد، امکان خروج از اراضی ملی وجود دارد. با این حال طرح دعوای مستقل اثبات مالکیت به تنهایی معمولاً زمانی مؤثر است که ابتدا وضعیت ملی یا مستثنیات بودن زمین تعیین تکلیف شده باشد، زیرا تا زمانی که رأی قطعی بر ملی بودن ملک پابرجاست، دعوای اثبات مالکیت غالباً با مانع مواجه خواهد شد. بنابراین در شرایط فعلی بررسی امکان اعمال ماده ۴۷۷، ارزیابی دقیق اعتبار اسناد جدید و همچنین مطالعه کامل آرای صادره توسط یک وکیل متخصص دعاوی منابع طبیعی، مهم‌ترین و مؤثرترین مسیرهای حقوقی پیش روی شما محسوب می‌شود.
امیر مهدی زاده
امیر مهدی زاده
وکیل پایه یک مرکز وکلای قوه قضاییه
1405/04/02
سلام علیکم؛
با شرحی که ارائه کرده‌اید، مسیر پرونده شما دیگر مسیر عادی اعتراض به تشخیص منابع طبیعی نیست، بلکه وارد مرحله «شکستن اعتبار امر مختومه از طریق دلیل جدید مؤثر» شده است.

نخست، استدلال دادگاه در استناد به ماده ۱۳۰۵ قانون مدنی قابل مناقشه جدی است. در دعوای منابع طبیعی، قبوض اربابی، اجاره‌نامه‌های زراعی، دفاتر رعیتی، اسناد بهره‌برداری و مدارک مشابه غالباً نه برای اثبات مالکیت بلکه برای اثبات سابقه احیاء، عمران و زراعت قبل از ملی شدن جنگل‌ها و مراتع مورد استناد قرار می‌گیرند. بنابراین ارزش استنادی آنها ناظر بر اثبات «نوعیت زمین» است نه صرفاً مالکیت اشخاص.

دوم، رویه دیوان عالی کشور و هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در پرونده‌های منابع طبیعی بارها تأکید کرده که تشخیص ملی یا مستثنیات بودن اراضی صرفاً با ظاهر فعلی ملک قابل احراز نیست و باید سوابق زراعی، عرف محل، عکس‌های هوایی، ممیزی‌های قدیمی، اسناد اصلاحات ارضی، قبوض بهره‌برداری و سایر قرائن تاریخی بررسی شود. صرف رویش گیاهان خودرو یا رها شدن زمین در دوره‌ای از زمان، دلیل ملی بودن نیست.

سوم، درباره اراضی آیش، استدلال شما از حیث حقوقی قابل طرح است. اگر بتوان اثبات کرد زمین در چرخه بهره‌برداری کشاورزی قرار داشته و به اقتضای شرایط اقلیمی و عرف منطقه دوره‌هایی از کشت خارج می‌شده، اصل بر خروج آن از اراضی ملی است. در بسیاری از آرای محاکم و کمیسیون‌های تخصصی منابع طبیعی، آیش بودن مانع شمول مستثنیات شناخته نشده است؛ مشروط بر اینکه سابقه احیاء و بهره‌برداری پیش از تاریخ ملاک قانونی احراز شود.

چهارم، اگر واقعاً پس از قطعیت رأی، اسناد ارباب و رعیتی مؤثر کشف شده باشد و این اسناد در زمان رسیدگی سابق در دسترس نبوده باشند، رد اعاده دادرسی لزوماً پایان کار نیست. باید بررسی شود قرار رد اعاده دادرسی از چه جهت صادر شده است؛ زیرا در برخی موارد امکان طرح اعتراض فوق‌العاده، اعمال ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری (در صورت وجود خلاف بین شرع)، یا حتی طرح دعوای جدید با سبب متفاوت وجود دارد.

پنجم، دعوای اثبات مالکیت به تنهایی معمولاً مشکل شما را حل نمی‌کند. تا زمانی که ملی بودن زمین به قوت خود باقی باشد، دادگاه اصولاً وارد رسیدگی ماهوی به مالکیت خصوصی نمی‌شود. ابتدا باید مانع اصلی یعنی اعتبار رأی ملی بودن یا مستثنیات نبودن رفع گردد.

ششم، مهم‌ترین نکته‌ای که در شرح شما جلب توجه می‌کند، ادعای «خلاف واقع بودن نظریه کارشناسان» و وجود کارشناسی جدید است. اگر بتوان ثابت کرد کارشناسان قبلی برخلاف عکس‌های هوایی، سوابق ثبتی، اسناد اصلاحات ارضی، عرف محل و مستندات تاریخی اظهار نظر کرده‌اند، ممکن است مسیرهایی مانند شکایت انتظامی کارشناسان، مطالبه خسارت ناشی از نظریه خلاف واقع یا استفاده از آن به عنوان دلیل جدید در اقدامات فوق‌العاده قضایی مطرح شود.

برای اعلام نظر قطعی باید متن کامل رأی بدوی، رأی تجدیدنظر، دادنامه رد اعتراض ثالث و دادنامه رد اعاده دادرسی بررسی شود؛ زیرا تعیین اینکه پرونده شما ظرفیت ماده ۴۷۷، اعاده دادرسی مؤثر، دعوای جدید با سبب متفاوت یا راهکار دیگری را دارد، کاملاً وابسته به مفاد دقیق استدلال‌های دادگاه‌هاست. از توضیحات فعلی، نقطه تمرکز اصلی پرونده شما نه اثبات مالکیت، بلکه بی‌اعتبار کردن مبنای کارشناسی و اثبات سابقه احیاء و زراعت قبل از تاریخ تشخیص منابع طبیعی است.

سوال حقوقی دارید؟

در دادلاین، می‌تونید سوالات حقوقی‌تون رو مطرح کنید و پاسخ وکلای پایه یک و کارشناسان حقوقی رو به صورت پرسش و پاسخ ببینید. سوال حقوقی‌تون رو بپرسید و در کمتر از یک ساعت جوابش رو بگیرید. سوال جدید بپرسید
پیشنهاد دادلاین
سیده رضوان ساعدی
سیده رضوان ساعدی
وکیل پایه یک کانون وکلای ...
4.9/5
132
امیر مهدی زاده
امیر مهدی زاده
وکیل پایه یک مرکز وکلای ق...
5.0/5
9
زهرا مهدی زاده
زهرا مهدی زاده
وکیل پایه یک کانون وکلای ...
0.0/5
0