تعریف روشن و سریع اصطلاحات و مفاهیم پرکاربرد حقوقی.
جستجوی ساده عمومی است؛ برای فیلترهای تخصصی و ارتباط معنایی وارد پیشخوان شوید.
۶٬۹۸۶ نتیجه
( مدنی )عقدی که تعهدی بدون عوض ایجاد کند مانند عاریه- ودیعه- قرض الحسنه. فرق آن با عقد تبرع محسوس نیست.
(فقه )نکاح منقطع را گفته اند.
( مدنی )عقدی است که هریک ازمتعاقدین بتوانند درحین عقد، مقدار چیزی را که میدهند (یا تعهد می کنند )و میگیرند بدقت عرفی معین کنند خواه بین عوض و معوض تعادل اقتصادی باشد خواه نباشد (مانند بیع و معاملات محاباتی ). در مقابل عقد احتمالی استعمال میشود.
رک. عقد بسیط
(مدنی )عقدی است که مشمول مقررات قانون مدنی( نه قانون تجارت )است و مصداق عمل بازرگانی محوب نمیشود. (رک. عقد تجاری)
( مدنی) عقدی است که طرفین درشرائط متساوی نسبت به عوضین مذاکره وتوافق نمایند وآنرا عقد مفاوضه هم گفته اند. درمقابل عقد تصویبی استعمال میشود.
(مدنی)عقدی است که تعهد طرفین باجزاء زمان بستگی دارد مانند عقد اجاره.
(مدنی) عقدی که مشتمل بر شرطی باشد مانند بیع شرط. (رک. عقد مطلق )
( مدنی) عقد خالی ازشرط را گویند.
(مدنی) عقدی است که طرفین، تعهد متقابل بصورت مبادله داشته باشند مانند بیع. ولی نکاح عقد معاوضه نیست چون بین تعهدات زوجین رابطه تبادل وجود ندارد. (رک. عقد معوض )
(مدنی- فقه) عقدی که متضمن اخذ و عطاء( داد وستد) و الزام و التزام ازطرفین باشد. باین تعریف، عقد نکاح هم جزء عقود معاوضی است. گاهی عقد معاوضی در خصوص عقودی که درآنها مبادله مال از طرفین میشود گفته میشود وعقد نکاح را ((شبه عقد معاوضی )) گویند. این اصطلاح در مق…
عقد منجز آن است که تأثیر آن برحسب انشا موقوف به امر دیگری نباشد والا معلق خواهد بود. (ماده 189 قانون مدنی)