تعریف روشن و سریع اصطلاحات و مفاهیم پرکاربرد حقوقی.
جستجوی ساده عمومی است؛ برای فیلترهای تخصصی و ارتباط معنایی وارد پیشخوان شوید.
۶٬۹۸۶ نتیجه
(تجارت) بمعنی دلال استعمال شده است. (رک. دلال)
زنی که موی زن ثالث را بموی زن دیگر پیوند کند و این زن را مستوصله نامند.(رک. مستوصله)
رک. وضع
درهم بغلی راگویند. ( رک. درهم بغلی)
( مدنی) به اعمالی گفته می شودکه آثار حقوقی برآنها درهر حال مترتب میشودچه فاعل عمل درحین ارتکاب، خواستار ترتب آن آثار باشد ویا نباشد مثل اینکه شخصی مال دیگری را تلف میکند ومسؤلیت مدنی وضمان برعمل او مترتب میگردد و حال اینکه فاعل آن عمل نمیخواهد که مسؤلیت متو…
رک. مجلس نویسان
(مدنی- فقه) کسی که ما لی را بردیگری یا دیگران یا برای مصالح خاصی وقف می کند. ( رک. وقف)
الف- درلغت بمعنی صاحب اختیار است و ولایت( بکسر واو) سمت رسمی و شغل دولتی راگویند. ولایت (بکسر وفتح و او) بمعنی شهرها و نواحی قلمرو حکومت والی است. درحقوق اداری اسلام شخصی را می گفتند که متصدی امور سیاسی بود یعنی برقراری نظم کشور ومردم و دفاع ازاستقلال و امن…
(فقه) مامور وصول زکات را گویند.
رک.ولایت مظالم
رک. ولایت مظا لم