تعریف روشن و سریع اصطلاحات و مفاهیم پرکاربرد حقوقی.
جستجوی ساده عمومی است؛ برای فیلترهای تخصصی و ارتباط معنایی وارد پیشخوان شوید.
۶٬۹۸۶ نتیجه
براثر توافق دو خصم از سرایت جنگ بپاره ای از اراضی و ابنیه و مؤسسات خودداری میشود و این وضع را بیطرفی اراضی و ابنیه و مؤسسات نامند
رک. بیطرفی اجباری
بیطرفی مقید بقید وشرط را گویند چنانکه دولتی اعلام بیطرفی کند بشرط اینکه جنگ معینی از منطقه معینی تجاوز نکند.
(بین الملل عمومی) هرگاه بیطرفی دولتی مقید بهیچ قید و شرط نباشد آنرا بیطرفی مطلق نامند. در مقابل بیطرفی مشروط بکار رفته است (رک. بیطرفی مشروط)
رک. بیطرفی اختیاری
(مدنی- فقه) الف - تملیک عین است بعوض معلوم (ماده 338 ق- م) شرط بیع این نیست که عوض مبیع پول باشد ولی شرط این است که یکی از عوضین بعنوان ثمن داده شود (مفهوم مخالف ماده 464 ق- م) و این امر بیع را از صلح جدا می کند. ب - عمل بایع را نیز بتنهائی بیع گویند. (بر خ…
بیع عبارت است از تملیک عین به عوض معلوم. (ماده 338 از قانون مدنی)
(مدنی) مقداری از ثمن است که ازباب اطمینان بایع ازطرف مشتری باو پرداخت می شود خواه تسلیم مبیع، مدت داشته باشد (مانند بیع سلم) خواه مدت نداشته ولی آوردن مبیع و تحویل دادن آن نوعا مستلزم زحمت ویا هزینه باشد.
(فقه) در حقوق اساسی اسلام نوعی از شیوه انتخابی برای تعیین جانشین رسول اکرم (ص) است. شرائط بیعت در قانون معین نشده و مشخصات عرفی آن که در چهارده قرن قبل وجود داشته روشن نیست از نظر بعضی ازحقوقدانان با بیعت یکنفر مسلمان میتوان گفت که جانشین مزبور انتخاب شده ا…
(فقه) هرگاه در بیع، اخبار از رأس المال نمایند و بهمان رأس المال بفروشند آنرا بیع تولیه نامند.
(به تشدید لام) بیع، نقد را گویند که مبیع و ثمن هردوحال می باشند یعنی برای پرداخت آنها اجلی مقرر نمیشود.