اثبات فریب در ازدواج با ادعای دوشیزه بودن و امکان فسخ نکاح
6 روز پیش۲ پاسخ
خانمی حدود ۴ سال پیش از شهرخودش به شهر دیگری نقل مکان نموده و د. آنجا به مراکز عقد و ازدواج مراجعه تا همسریابی کند و خودش را با توجه به سنش که زیاد بوده دوشیزه معرفی نموده و یک استشهادیه نیز جهت اثبات اینکه دوشیزه هست را نشون داده اون دفتر همسریابی شخص را که همسرش فوت نموده بود را معرفی و با صداقی معین به عقد دائمی آن مرد در میآید و بعد از آن سر ناسازگاری برداشته و مهرش را اجرا گذاشته و شروع به اذیت و آزار زوج نموده ، حالا شخصی که همشهری و هم ولایتی زوجه بوده بیان کرده که این خانم قبلاً در محله بکارتش را از دست داده و حتی کارش به شورای حل اختلاف و غیره رسیده و دختر نبوده است ، حال زوج میخواهد دادخواست فسخ نکاح بدلیل فریب در عقد را به دادگاه بدهد ، لذا چند سوال حائز اهمیت است اول اینکه چگونه میتوان بدون اینکه زوجه مطلع گردد از دادگاه و یا مراجع قضایی محل زوجه استعلام کرد آیا پرونده ای از این بابت موجود هست یا خیر تا بتوان به آن استناد. نمود ؟
دوم آیا پزشکی قانونی میتواند تشخیص دهد که پرده بکارت زوجه در چه زمانی زائل گردیده است ؟و یا مرمت شده است یا خیر ؟
سوم صدای مظبوط شخصی که ادعا کرده این خانم دختر نبوده میتواند برای دادگاه دلیل واقع گردد ؟
ممنون میشم شفاف راهنمایی بفرمائید.
درود بر شما؛
در فرض سؤال، صرف ادعای همشهری زوجه برای اثبات تدلیس کافی نیست؛ اما اگر احراز شود زوجه پیش از عقد، خود را صریحاً دوشیزه معرفی کرده و این وصف در تراضی مؤثر بوده، موضوع میتواند از مصادیق تدلیس یا تخلف از وصف اساسی مورد تراضی و موجب حق فسخ باشد. مستند اصلی، مواد ۱۱۲۸، ۴۳۸ و ۴۳۹ قانون مدنی است و اعمال فوری خیار پس از اطلاع نیز با ماده ۱۱۳۱ قانون مدنی ارتباط مستقیم دارد.
۱. درباره سوابق پرونده قضایی: زوج رأساً حق استعلام محرمانه از پروندههای احتمالی زوجه را ندارد. راه صحیح، طرح دعوای فسخ نکاح و تقاضای «تحقیق و استعلام قضایی» از مرجع صالح درباره پرونده مشخص، با ذکر مشخصات احتمالی پرونده و ارتباط آن با موضوع دعواست؛ دادگاه در صورت احراز ضرورت میتواند پرونده مرتبط را مطالبه یا ملاحظه و مفاد مؤثر آن را در حدود مقررات مورد استناد قرار دهد. جستوجوی غیررسمی یا اخذ اطلاعات محرمانه از مراجع قضایی قابل اتکا نیست.
۲. پزشکی قانونی معمولاً میتواند وضعیت فعلی و برخی آثار آسیب یا ترمیم را بررسی کند، اما پس از گذشت حدود چهار سال، تعیین زمان دقیق زوال بکارت و انتساب آن به شخص یا واقعه معین، اصولاً قابل اثبات قطعی نیست. بنابراین پزشکی قانونی بهتنهایی دلیل اثباتکننده تدلیس چهار سال قبل نخواهد بود و باید مجموعه قرائن، اظهارات، اسناد و سوابق پیش از عقد بررسی شود.
۳. فایل صوتیِ شخص مدعی، بهتنهایی دلیل قطعی بر تدلیس نیست؛ لیکن میتواند بهعنوان قرینه مورد بررسی قرار گیرد و در صورت انتساب و احراز اصالت، دادگاه میتواند آن را در کنار سایر ادله ارزیابی کند. چنانچه گوینده شخصاً از موضوع اطلاع مستقیم داشته باشد، احضار و تحقیق از وی و عندالاقتضاء استماع شهادت یا اظهارات او اهمیت بیشتری از صرف ارائه فایل صوتی دارد.
نکته تعیینکننده این است که زوج باید ثابت کند «باکره بودن» صرفاً یک برداشت شخصی نبوده، بلکه صفتی بوده که زوجه قبل از عقد صریحاً برخلاف واقع اظهار کرده یا عقد بر مبنای آن واقع شده است؛ ارائه استشهادیهای که قبل از عقد توسط زوجه برای اثبات دوشیزگی ارائه شده، در صورت احراز اصالت و مفاد آن، میتواند قرینه مهمی باشد.
پیش از طرح دادخواست، بررسی اصل استشهادیه، نحوه معرفی زوجه در دفتر همسریابی، شناسایی شخص مطلع، استخراج سوابق قضایی احتمالی و تنظیم درخواستهای تأمین و جمعآوری دلیل اهمیت اساسی دارد؛ زیرا در دعوای فسخ نکاح، نحوه چینش ادله میتواند تعیینکننده اصل حق فسخ و فوریت اعمال آن باشد. در صورت ارائه مدارک موجود، میتوان دقیقاً بررسی کرد که آیا ادله فعلی برای دادخواست فسخ کافی است و چگونه باید دادخواست، استعلام قضایی و درخواست ارجاع امر به پزشکی قانونی تنظیم شود.
سلام وقت بخیر،کاربرارجمند، در این فرض اگر زوج قصد طرح دعوای فسخ نکاح به علت تدلیس را دارد، بهتر است دعوا صرفاً بر ادعای «باکره نبودن زوجه» بنا نشود، بلکه اثبات شود که دوشیزه بودن در زمان ازدواج برای زوج وصفی اساسی و مؤثر بوده و زوجه با علم به فقدان آن وصف، خود را دوشیزه معرفی کرده و حتی با ارائه استشهادیه، زوج را نسبت به وجود این وصف مطمئن کرده و عقد در نتیجه این فریب واقع شده است؛ در خصوص سوابق احتمالی شورای حل اختلاف یا دادگاه محل سابق سکونت زوجه، زوج نمیتواند شخصاً و خارج از پرونده قضایی به سوابق خصوصی زوجه دسترسی پیدا کند یا از مرجع قضایی بخواهد سوابق او را بدون تشریفات در اختیارش قرار دهد، اما پس از طرح دعوای فسخ میتواند در دادخواست یا لایحه، محل دقیق اقامت سابق زوجه، حدود زمان رسیدگی، نام شورای حل اختلاف یا دادگاه و هر اطلاعاتی که از پرونده احتمالی دارد اعلام و از دادگاه رسیدگیکننده تقاضای استعلام و مطالبه سوابق مربوط را نماید و اگر پروندهای واقعاً درباره همین موضوع وجود داشته باشد، دادگاه میتواند حسب ارتباط و ضرورت، پرونده یا اطلاعات آن را از مرجع مربوط مطالبه و بررسی کند و بهتر است زوج قبل از طرح دعوا نیز هر دلیل قابل دسترسی و قانونی مانند اصل یا تصویر استشهادیه، مشخصات تنظیمکنندگان آن، دفتر یا مرکز همسریابی، اشخاصی که زوجه در حضور آنان خود را دوشیزه معرفی کرده و شخصی که از سابقه اختلاف قبلی اطلاع دارد را شناسایی و مستندسازی کند؛ درباره پزشکی قانونی نیز باید توجه داشت که معاینه فعلی اصولاً نمیتواند با قطعیت مشخص کند پارگی پرده بکارت دقیقاً چه زمانی رخ داده و مثلاً آیا چهار سال قبل یا قبلتر از آن اتفاق افتاده است، بنابراین حتی احراز وضعیت فعلی نیز به تنهایی ثابت نمیکند که زوجه در زمان عقد دوشیزه نبوده است، هرچند پزشکی قانونی حسب مورد ممکن است درباره وضعیت فعلی، نوع آثار موجود و در برخی شرایط وجود یا آثار احتمالی ترمیم اظهارنظر تخصصی کند، ولی از این طریق معمولاً نمیتوان زمان دقیق وقوع پارگی را تعیین کرد و نباید ستون اصلی دعوا بر چنین انتظاری قرار گیرد؛ در خصوص فایل صوتی نیز صرف صدای ضبطشده شخصی که میگوید زوجه در گذشته دوشیزه نبوده، به تنهایی دلیل قطعی و کافی برای اثبات تدلیس محسوب نمیشود، اما میتواند به عنوان قرینه و اماره مورد توجه دادگاه قرار گیرد و زوج میتواند اصل فایل و مشخصات گوینده و شرایطی را که اظهارات در آن بیان شده ارائه کند و تقاضای احضار و تحقیق از شخص مذکور و در صورت لزوم بررسی فنی اصالت فایل را مطرح نماید، با این حال ارزش اصلی این اظهارات زمانی افزایش پیدا میکند که گوینده شخصاً از موضوع اطلاع مستقیم داشته باشد و بتواند منشأ علم خود را توضیح دهد، نه اینکه صرفاً شنیده یا نقل قول دیگران را بیان کند؛ در مجموع، قویترین مسیر اثباتی در چنین پروندهای جمع کردن قرائن متعدد و مرتبط با یکدیگر است، یعنی اثبات اینکه زوجه پیش از عقد صراحتاً خود را دوشیزه معرفی کرده، استشهادیه برای تأیید همین ادعا ارائه داده، زوج با اعتماد به همین وصف وارد ازدواج شده، سپس معلوم شده ادعای مزبور خلاف واقع بوده و علاوه بر آن، سابقهای در محل زندگی قبلی زوجه وجود داشته که میتواند فقدان این وصف در زمان عقد را اثبات یا دستکم به طور جدی تأیید کند؛ بنابراین توصیه عملی این است که زوج همزمان با طرح دعوای فسخ، تقاضای استعلام و مطالبه سوابق قضایی احتمالی، احضار و تحقیق از شخص مطلع، بررسی استشهادیه و تنظیمکنندگان آن، تحقیق از مسئول یا مطلع مرکز همسریابی و عندالاقتضاء ارجاع امر به پزشکی قانونی را مطرح کند و تمام این ادله را در کنار یکدیگر برای اثبات «تدلیس مؤثر در وقوع عقد» قرار دهد، زیرا نقطه تعیینکننده پرونده صرفاً اثبات عدم بکارت نیست، بلکه اثبات فریب عمدی و مؤثر زوجه در معرفی خود به عنوان دوشیزه در زمان شکلگیری عقد است.