روز گذشته، یکی از همان تماس‌های غیرمنتظره بود که هم غافلگیرت می‌کند و هم لبخندی بر لبت می‌نشاند. شماره‌ی ناشناس بود، اما وقتی جواب دادم، صدای آشنایی شنیدم. صدای «امیرحسین»، همان قاضی جوانی که چند سال پیش دوره‌های مقدماتی جرم‌شناسی را برای کارآموزان قضاوت برگزار می‌کردم. صدایش کمی گرفته بود، انگار که شب نخوابیده باشد.

«سلام استاد. شرمنده که این وقت مزاحم می‌شم. می‌دونم سرتون شلوغه، ولی… امشب واقعاً گیر افتادم.»

گفتم: «امیرحسین جان، خوشحالم صدای خودت رو می‌شنوم. هر وقت خواستی، در خدمتم. چی شده؟ پرونده‌ی سختیه؟»

نفس عمیقی کشید و شروع کرد به تعریف کردن. پرونده‌ای در مورد یک اتهام سنگین: اختلاس در یک شرکت تعاونی مسکن. شاکی، هیئت مدیره تعاونی بود و متهم، یکی از اعضای قدیمی و مورد اعتماد هیئت امنا. مدارک ظاهراً واضح بود: گردش مالی حساب‌ها، فیش‌های واریزی که به حساب شخصی متهم رفته بود، و تناقضاتی که در گزارش‌های مالی شرکت دیده می‌شد. اما مشکل این بود که متهم، نه حساب بانکی مشخصی داشت و نه هیچ مدرک مکتوبی که بتواند این واریزی‌ها را توجیه کند. او صرفاً ادعا می‌کرد که این پول‌ها بابت «هزینه‌های پیش‌بینی نشده» و «هزینه‌های اداری خارج از روال عادی» که هیئت مدیره قبلی در جریان آن بوده، و بدون اطلاع او برای تسریع کارها استفاده شده است.

امیرحسین با نگرانی گفت: «استاد، قاضی پرونده معتقد به صدور حکم است، شواهد ظاهری علیه متهمه، اما من… نمی‌تونم قانع بشم. حس می‌کنم یه چیزی کمه. انگار که متهم داره واقعیت رو می‌گه، ولی هیچ مدرکی نداره که بتونه اثباتش کنه. و از طرف دیگه، هیئت مدیره هم خیلی قاطعانه ادعا می‌کنه که هیچ هزینه‌ی پیش‌بینی نشده‌ای وجود نداشته.»

گفتم: «خب، امیرحسین. بیایید از زاویه دیگه نگاه کنیم. به جای تمرکز روی اینکه کی راست می‌گه، ببینیم چطور می‌تونیم حقیقت ماجرا رو کشف کنیم، حتی اگه طرفین نتونن به تنهایی اثباتش کنن. قانون برای همین مواقع، ابزارهایی در اختیار ما گذاشته.»

طبق معمول، شروع کردم به پرسیدن سوالاتی که چارچوب ذهنی او را باز کند:

  • ماهیت شرکت تعاونی: «این تعاونی چه نوع فعالیت‌هایی داشته؟ آیا روال مالی مشخص و شفافی داشته که بشه باهاش مقایسه کرد؟ چقدر سابقه فعالیت داشته؟»
  • روند تصمیم‌گیری در هیئت مدیره: «برای هزینه‌های پیش‌بینی نشده، آیا نیاز به مصوبه هیئت مدیره بوده؟ آیا روال خاصی برای تأیید این هزینه‌ها وجود داشته؟ حتی اگه شفاهی؟»
  • شخصیت و سابقه متهم: «این فرد چه سابقه‌ای در تعاونی داشته؟ چقدر مورد اعتماد بوده؟ آیا قبلاً هم درگیر مسائل مالی بوده؟»
  • جزئیات واریزی‌ها: «مبلغ دقیق چقدر بوده؟ در چه بازه‌های زمانی انجام شده؟ آیا این مبالغ با هزینه‌های عمرانی یا تدارکاتی شرکت، همخوانی داشت؟»

امیرحسین با دقت به سوالاتم گوش می‌داد و همزمان با من، داشت پرونده را در ذهنش مرور می‌کرد. در مورد جزئیات توضیح داد که تعاونی در حال ساخت یک مجتمع مسکونی بوده و متهم، مسئول پیگیری امور اجرایی و تدارکات بوده است. او مدعی بود که در جریان ساخت، با مشکلاتی مثل افزایش ناگهانی قیمت مصالح و نیاز به پرداخت‌های فوری به پیمانکاران مواجه شده که هیئت مدیره وقت، به دلیل مشغله زیاد، اجازه داده بود او در این موارد با اختیارات محدود، تصمیم‌گیری کند و بعداً در جلسات گزارش دهد. اما هیئت مدیره جدید، که با هیئت مدیره قبلی اختلاف داشت، این هزینه‌ها را به پای اختلاس گذاشته بود.

گفتم: «نکته اینجاست، امیرحسین. اینکه متهم هیچ مدرکی نداره، خودش جای سوال داره. اما اینکه هیئت مدیره هم هیچ مدرک قطعی مبنی بر اختلاس ارائه نمی‌ده و صرفاً به گزارش‌های مالی تکیه می‌کنه، یعنی ما باید دنبال ردپای دیگه‌ای بگردیم.»

در ادامه، روی چند نکته کلیدی تمرکز کردیم:

  1. تحلیل تخصصی گردش مالی: «می‌تونیم از دادگاه بخواهیم که یک کارشناس رسمی دادگستری در امور مالی و حسابداری، دفاتر مالی تعاونی و همچنین اسناد مربوط به هزینه‌های عمرانی رو به صورت دقیق و تخصصی بررسی کنه؟ نه فقط روی ارقام، بلکه روی نحوه ثبت هزینه‌ها و مستندات پیوست اون‌ها. این کارشناس می‌تونه بگه که آیا این هزینه‌ها، با توجه به روند پروژه، واقعاً «خارج از روال عادی» بودن یا نه.»
  2. بررسی سوابق و صورتجلسات: «هیچ صورتجلسه‌ای از جلسات هیئت مدیره وجود نداره که در اون به این هزینه‌های پیش‌بینی نشده اشاره شده باشه، حتی به صورت کلی؟ شاید در گزارش‌های شفاهی متهم به هیئت مدیره، چیزی رد و بدل شده که باید در سوابق جستجو کرد.»
  3. تحلیل رفتار متهم: «آیا متهم در طول این مدت، سعی در پنهان کردن این هزینه‌ها داشته یا اون‌ها رو در جلسات گزارش می‌کرده، حتی اگه مستندات کاملی ارائه نمی‌داده؟ آیا از پولشویی یا تراکنش‌های پیچیده استفاده کرده یا صرفاً مبالغ رو به صورت نقدی برداشت و خرج کرده؟» (که در اینجا، به نظر می‌رسد با توجه به نداشتن مدرک، مورد سوم صادق بوده است).

امیرحسین با هیجان گفت: «استاد، این‌ها دقیقاً همون نقاطی هست که من هم بهش فکر می‌کردم، اما مطمئن نبودم چطور باید اون‌ها رو به صورت قانونی و مستدل مطرح کنم.»

با هم راهکار را نهایی کردیم: درخواست ارجاع پرونده به کارشناسی تخصصی برای بررسی دفاتر مالی و هزینه‌های پروژه، و همچنین استعلام از هیئت مدیره قبلی در مورد روال تأیید هزینه‌ها.

امشب دوباره پیام داد. صدایش از پشت تلفن، پر از آرامش بود.

«استاد، کارشناس نظر داد. هزینه‌ها، هرچند بدون مستندات کامل، ولی با توجه به روند پروژه و افزایش ناگهانی قیمت‌ها، قابل توجیه بوده. قاضی پرونده، با استناد به همین نظر کارشناسی و همچنین عدم وجود شواهد اختلاس، حکم برائت متهم رو صادر کرد. خیلی ممنونم. واقعاً بدون راهنمایی شما نمی‌دونستم چطور باید این پرونده رو به سرانجام برسونم.»

لبخند زدم. این لحظه‌ها، همان پاداش واقعی کار ماست. دیدن اینکه چطور دانش، مثل یک نور، می‌تواند در تاریک‌ترین نقاط پرونده‌ها راهگشا باشد و حقیقت را آشکار کند. خوشحالم که امیرحسین توانست در این مسیر، راه درست را پیدا کند.

تجربه مفید بود؟
12
بازدید
2
لایک
0
دیدگاه
دیدگاه کاربران
هنوز نظری ثبت نشده

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

آرش ارشد

آرش ارشد

کارشناس حقوقی
مشاهده خدمات و مشاوره

اگر شما هم تجربه حقوقی یا داستان مفیدی دارید، خوشحال می‌شویم با ما به اشتراک بگذارید.

ارسال داستان یا تجربه جدید