تعریف روشن و سریع اصطلاحات و مفاهیم پرکاربرد حقوقی.
جستجوی ساده عمومی است؛ برای فیلترهای تخصصی و ارتباط معنایی وارد پیشخوان شوید.
۶٬۹۸۶ نتیجه
( مدنی- فقه) کسیکه حق دینی بعهده دارد خواه برضای خود آنرا بعهده گرفته باشد خواه بحکم قانون برعهده او دینی واقع گردد مانند مسئول مدنی.
( مدنی- فقه)کسیکه منتفع ازتعهد دیگری است. مرادف بستانکار- طلبکار- دائن است.
بمعنی تفاهم عرف است. (رک. تفاهم عرف)
(فقه)در علم درایه، اگر روات احادیث ازحیث اسم واسم پدر) بهر مقدار یعنی یک پشت یا بیشتر (یکسان باشند این روایت را متفق و مفترق نامیده اند یعنی ازحیث اسم اتفاق دارند و ازحیث شخصی تمایز و افتراق دارند.
( مدنی - فقه) طرفین و شرکاء مال مشاع که در صدد تقسیم آن برآمده اند.
از مأموران دولت کسیکه به سن بازنشستگی رسیده و ابلاغ بازنشستگی او صادر شده باشد.(رک. تقاعد)
( فقه)بمعنی قیمی است که درمقابل مثلی استعمال شده است. (رک. مثلی)
جراحتی که مقدار زیادی از گوشت را فرا گیرد لکن به پوست نازک روی استخوان نرسد. (بند 3 ماده 186 قانون مجازات اسلامی مصوب 24/9/1361)
( فقه- مدنی) زوج را در نکاح منقطع متمتع گویند و زوجه را متمتعه (جامع الشتات- ص 452).
در چهارچوب قانون بودجه به منظور اعطای تا حدودی استقلال مالی به واحدها و سازمان های تابع دولت که دارای شخصیت حقوقی یا اساسنامه ادارات دولتی نیستند ، از اصل وحدت بودجه ای یعنی اختصاص درآمدها به هزینه به نفع این سازمان ها و واحدها عدول می شود درآمدها و هزینه ه…
رک. نتیجة الاطلاق
الف - در قوانین، عبارات مقنن را گویند. ب- در علم درایه عبارات حدیث را گفته اند.