تعریف روشن و سریع اصطلاحات و مفاهیم پرکاربرد حقوقی.
جستجوی ساده عمومی است؛ برای فیلترهای تخصصی و ارتباط معنایی وارد پیشخوان شوید.
۶٬۹۸۶ نتیجه
(فقه) ظالم دراین جا اصطلاحأ کسی است که یک شغل از مشاغل عمومی را بدون رعایت موازین ومقررات اسلامی (از نظر شیعه) بپذیرد وتصدی کند. ولایت ازطرف ظالم یعنی قبول شغل عمومی که از طرف او و بتعیین او شده باشد.
( فقه )اختیار شرعی در صدور فتوی را ولایت افتاء گویند. ( رک. افتاء)
(فقه) مشاغلی که امام به مأموران حکومت خود تفویض می کند مانند فرماندهی سپاه (ولایت جنگ) واعطاء منصب قضاء( ولایت قضاء ).
( مدنی- فقه) ولایت پدر و جد صغیر و وصی منصوب از طرف آنان و نیز ولایت همان اشخاص برمجنون وسفیهی که جنون و سفه آنان متصل بصغر باشد( ماده 1194 وماده 1218 قا نون مدنی - ماده 33 قا نون سجل احوال 1319 ما ده 45 قا نون ثبت).
رک. ولایت
مرادف والایت بمعنی خاص است (رک. والایت بمعنی خاص )
سمت شخصی که برای مقام جانشینی سلطنت نامزد شده است( اصل 36 متمم قانون اساسی). دارنده این صمت را ولیعهد گویند که لغت ولی (با تشدید حرف آخر )به لغت عهد اضافه شده است و در عرف عام یاء را مخفف کنند و حالت ترکیبی به مضاف و مضاف الیه می دهند.( ماده 316 قا نون دادر…
( فقه) اختیار شرعی قاضی شرع را برای امر قضاء ولایت قضاء نامند و امورحسبی هم داخل در همین اختیار است و قاضی باعتبار این اختیار درمال غائب و محجور تصرف می کند.
مرادف ولایت بمعنی خاص است. ( رک. ولایت بمعنی خاص)
( فقه) شغل رسمی مامورحکومت که استناد آن به تجاوزات وتخلفات اشخاص وماموران حکومت( در همه تخلفات یا پاره ای از تخلفات )رسیدگی می کند و صاحب این شغل را والی مظالم نامیده اند. اگر صلاحیت اورسیدگی بپاره ای از تخلفات بود او را والی مظالم خاصه( و سمت او را ولایت م…
رک. ولایت مظالم