تعریف روشن و سریع اصطلاحات و مفاهیم پرکاربرد حقوقی.
جستجوی ساده عمومی است؛ برای فیلترهای تخصصی و ارتباط معنایی وارد پیشخوان شوید.
۶٬۹۸۶ نتیجه
(مدنی فقه- دادرسی مدنی وکیفری ) کسیکه ازطرف دیگری بموجب عقد وکالت مامور انجام امری است (ماده 656 ق- م ماده 60 آئین دادرسی مدنی ). ( حقوق سیاسی )الف - نائب السلطنه را در دوره صفویه وکیل میگفتند وعنوان وکیل الرعایا هم ازهمین جا بر خاسته است. ب- نماینده مجلس ش…
رک. وکالت انتخابی
وکیلی که وکالت او بموجب سند رسمی یا حکم دادگاه محرز باشد (ماده 41 قا نون ثبت).
(فقد) وکیل درایجاب یا در قبول یا در ایجاب وقبول را گویند که حق قبض و اقباض را ندارد.
(مدنی- فقه )وکیلی است که از جانب موکل خود اختیار یکی از دو امر ذیل را دارد: الف- وکیلی دیگر برای موکل خود معین کند در این صورت وکیل دوم وکیل مع الواسطه موکل است ووکیل وکیل اول نخواهد بود. ب- وکیلی برای خود معین کند در این صورت وکیل دوم وکیل بلاواسطه وکیل او…
( مدنی- فقه) کسیکه از طرف موکل اختیار وصول مالی را باستناد عقدی از عقود، یا باستناد دعوائی که مختومه شده دارا باشد ( ماده 664-665 ق - م).
رک. داد یار
(تاریخ حقوق )گماشته ومامور قاضی ر ا گویند، حافظ گوید: وکیل قاضیم اندر گذرکمین کرده است بکف قباله دعوی چو مار شیوائی که گر برون نهم ازآستان خواجه قدم بگیردم سوی زندان برد به رسوائی عجیب اینکه از دستور بازپرس باحضار یا دستگیری یا توقیف متهم درحقوق فرانسه به M…
(دادرسی )وکیلی که بیان شفاهی دفاع از موکل را بعهده دارد.
وکیلی که درمرحله دفاع نوشتن مدافعات (تبادل لوایح) و دریافت و تنظیم لوایح دعوی را عهده دار است.
(فقه )وکیلی که حق ایجاب یا قبول یا ایجاب و قبول را با حق قبض و اقباض دارا میباشد این وکیل حق فسخ و اقاله را ندارد مگر در وکالت تصریح شده باشد.