در خصوص مبایعه نامه خودرو که فروشنده قبل از تاریخ چک ها اقدام به سرقت خودرو میکنه و حکم قطعی به حبس و شلاق و عودت کارت خودرو و لب تاب داخل خودرو به همراه دوست آن که اتهام معاونت داشته صادر شده و پرونده در اجرای احکام هست بعد از سرقت با سونیت باعث ایجاد حق فسخ به جهت عدم وصول چک میکنه و تایید فسخ رو رای قطعی میگیره و همزمان دستور موقت توقیف فیزیکی خودرو که نهایتا توقیف میشه و بعد از اون با توجه به اینکه خودرو قبل از سرقت برای یکسال اجاره داده شده بودو شاکی سرقت مستاجر بوده که همسره من هم هست با مراجعه به شعبه و با توجه به عدم ارایه دادخواست استرداد خودرو از قاضی درخواست رفع اثر از دستور موقت میکنه و خودرو رو آزاد میکنه بعد اون فروشنده با اظهارنامه مطالبه خودرو به استناد تایید فسخ کرده که در پاسخ اعلام شده باید از مسیر قانونی و تقدیم دادخواست و سپس عودت ثمن و چک های قرارداد به طور همزمان استرداد صورت گیرد و حالا دادخواست استرداد و خسارت و اجرالمثل ایام تصرف رو داده و به همون شعبه تایید فسخ ارجاع شده
آیا جلب ثالث همون مستاجر در این زمان نتیجه ای دارد یا خیر ؟
آیا نیاز به ارایه دادخواست مستقل عودت ثمن و چک ها هست یا طی لایحه به شعبه کفایت میکنه و اگر قرار بر دادخواست مستقل باشه بهتره به همون شعبه خواهان که دادخواست استرداد داده ارجاع بشه یا نه چرا که قاضی شعبه خیلی زیاد به طرف فروشنده رسیدگی کرد و یکسری از مدارک مثل اعلام صریح و قاطع فروشنده به جهت به تعویق انداختند تاریخ چک ما و عدم اقدام برای وصول رو نادیده گرفت؟
آیا با توجه به درخواست اجرت المثل ایام تصرف و با توجه به توقیف بودن خودرو از زمان درخواست تایید فسخ تا الان به جهت اجرای قرار دستور موقت که یک هفته از زمان آزادی ماشین میگذره وجاهت قانونی داره ؟
آیا چه با لایحه یا دادخواست مستقل عودت ثمن و چک ها میشه درخواست محاسبه به نرخ روز رو کرد و مستند به ماده ۳۰۱ و ۳۰۲ق ا م و۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی و مستند به سرقت خودرو و سونیت به جهت حق فسخ را لحاظ کرد و استناد به رای وحدت رویه ۸۱۱
با توجه به اینکه قیمت لب تاب داخل خودرو که در رای گفته شده عودت یا عین یا معادل آن چه در پرونده گفته شده با قیمت مانده ثمن معامله که با چک بوده یکی هست میشه از دادگاه حقوقی درخواست حق حبس یا توقیف رسیدگی تا زمان تعیین تکلیف لب لب تاب رو کرد استناد به ماده ۱۹؟
و در نهایت بهترین اقدام که میشه انجام داد که هم بتوانم ثمن رو و چک ها رو دریافت کنم و هم اینکه رسیدگی به خواسته خواهان از نظر زمانی بیشتر بشه که رای در اجرای احکام اجرا و به زندان برود کدوم مسیر هستش یعنی اینکه چه طور میتونم در خصوص استرداد خودرو زمان بیشتری بخرم که همزمان ثمن و چک ها ی قرارداد رو هم بتونم همزمان با استرداد تحویل بگیرم
درود بر شما؛
در فرض صدور حکم قطعی فسخ، اصل بر اعاده عوضین است؛ بنابراین در دعوای استرداد خودرو، دفاع مؤثر این است که استرداد خودرو بدون تعیین تکلیف همزمان ثمن پرداختی و لاشه چکهای قرارداد، مورد پذیرش قرار نگیرد. مستند اصلی، مواد ۲۸۳ به بعد قانون مدنی در باب آثار انحلال معامله و حسب مورد ماده ۳۷۷ قانون مدنی و قواعد حاکم بر تقابل تعهدات است. ماده ۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی در این وضعیت مستند مناسبی برای توقف رسیدگی نیست، زیرا موضوع در صلاحیت همان مرجع قرار دارد.
اگر هنوز مهلت قانونی جلب ثالث باقی است و حضور مستأجر برای احراز تصرف، منشأ تصرف یا مسئولیت احتمالی وی مؤثر است، جلب وی قابل طرح است؛ لیکن چنانچه مستأجر در زمان طرح دعوا متصرف خودرو نباشد، جلب ثالث احتمالاً اثر ماهوی محدودی خواهد داشت و دادگاه نیز به موجب ماده ۱۳۹ قانون آیین دادرسی مدنی میتواند در صورت احراز قصد اطاله، دعوای جلب را از دعوای اصلی تفکیک کند. بنابراین صرفاً برای تأخیر، توصیه نمیشود.
در خصوص ثمن، اگر مهلت طرح دعوای متقابل باقی است، مناسبترین اقدام، طرح دعوای متقابل استرداد وجوه پرداختی، استرداد لاشه چکهای پرداختنشده و مطالبه خسارات، با استناد به مواد ۱۴۱ و ۱۴۳ قانون آیین دادرسی مدنی و درخواست رسیدگی توأمان است؛ در غیر این صورت دادخواست مستقل با درخواست رسیدگی توأمان به لحاظ ارتباط کامل موضوع ماده ۱۰۳ قانون آیین دادرسی مدنی قابل طرح است. صرف لایحه برای ایجاد حق مستقل مطالبه ثمن، در صورت نبودن خواسته متقابل یا دعوای مستقل، کافی نیست.
استناد به رأی وحدت رویه ۸۱۱ ـ ۱۴۰۰/۴/۱ در پرونده حاضر بهصورت مستقیم قابل اتکا نیست؛ زیرا رأی مذکور ناظر به مستحقللغیر درآمدن مبیع و جهل خریدار و غرامت کاهش ارزش ثمن است، نه هر مورد فسخ قراردادی. بنابراین برای مطالبه کاهش ارزش ثمن باید مبنای مستقل قانونی و شرایط ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی بررسی شود؛ رأی وحدت رویه ۷۳۳ ـ ۱۳۹۳/۷/۱۵ و ۸۱۱ نیز صرفاً در صورت انطباق موضوع با مفاد آنها قابل استناد است.
اجرتالمثل نیز نسبت به مدت توقیف خودرو به موجب دستور موقت، اصولاً قابل مطالبه به عنوان تصرف اختیاری و غیرمجاز نیست؛ خصوصاً اگر خودرو در اختیار یا تحت توقیف قضایی بوده و امکان تسلیم قانونی وجود نداشته باشد. پس از رفع توقیف، اگر خودرو همچنان بدون جهت قانونی در تصرف خریدار باقی بماند، موضوع اجرتالمثل از آن تاریخ به بعد میتواند قابل بررسی باشد. نظریه مشورتی ۷/۱۴۰۰/۱۳۱۶ نیز در بحث حق حبس، استفاده از مال و استحقاق اجرتالمثل را منوط به کیفیت تصرف و اوضاع و احوال دانسته است.
در خصوص لبتاپ، ماده ۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی مبنای مناسبی برای توقف این دعوای حقوقی نیست؛ زیرا حکم کیفری قطعی درباره رد عین یا مثل/قیمت آن، موضوع مستقلی دارد. با این حال، در صورت وحدت اصحاب دعوا و تحقق شرایط قانونی، امکان استناد به تقابل دیون و نیز درخواست تعیین تکلیف همزمان تعهدات وجود دارد و باید متن دقیق حکم کیفری و مفاد دادنامه فسخ بررسی شود.
با توجه به اینکه فروشنده قبل از سررسید چکها مبادرت به سرقت خودرو کرده و محکومیت کیفری قطعی نیز صادر شده، این سابقه برای تحلیل سوءنیت، نحوه مطالبه خسارت و ارزیابی ادعای عدم پرداخت ثمن اهمیت اثباتی دارد؛ اما بهتنهایی حکم قطعی فسخ را از بین نمیبرد. همچنین اگر فروشنده خود با وجود اطلاع از تاریخ چکها عمداً از وصول آنها خودداری کرده باشد، باید این موضوع با اسناد و اظهارات موجود، دقیقاً در چارچوب مفاد قرارداد و شرایط اعمال خیار بررسی شود.
راهکار عملی این است که پیش از تحویل خودرو، وضعیت ثمن پرداختی، لاشه کلیه چکها، خسارت کاهش ارزش پول، خسارت ناشی از رفتار فروشنده، وضعیت لبتاپ و بازه واقعی اجرتالمثل، همزمان در قالب خواستههای دقیق متقابل یا دعوای مستقل ساماندهی شود؛ زیرا تحویل بیقیدوشرط خودرو میتواند موضع شما را در خصوص همزمانی اجرای تعهدات تضعیف کند. تعیین اینکه «استرداد خودرو در برابر استرداد ثمن و لاشه چکها» دقیقاً با چه خواسته و چه نحوه تأمین قضایی مطرح شود، وابسته به متن مبایعهنامه، دادنامه قطعی فسخ، دادنامه کیفری و وضعیت فعلی چکهاست و بررسی این چهار سند پیش از هر اقدام قضایی، در این پرونده تعیینکننده است.
سلام وقت بخیر،کاربرارجمند، با توجه به مجموعه اوصافی که بیان کردید، از نظر راهبردی مهمترین نکته این است که دعوای فعلی استرداد خودرو را از دعوای استرداد ثمن و لاشه چکها تفکیک نکنید و دفاع را بر این محور قرار دهید که در فرض پذیرش فسخ، آثار فسخ باید به صورت متقابل و همزمان اجرا شود و فروشنده نمیتواند صرفاً خودرو را مطالبه کند ولی ثمن دریافتی و اسناد پرداختی را نزد خود نگه دارد؛ در خصوص جلب ثالث، اگر مستأجر صرفاً متصرف خودرو بوده و رابطه حقوقی مستقیمی با فروشنده ندارد، جلب او فینفسه موجب توقف یا اطاله مؤثر دعوای استرداد نخواهد شد و تنها زمانی توجیه جدی دارد که برای دفاع یا تعیین مسئولیت نسبت به تصرف، منافع یا خسارت، حضور او در دادرسی ضرورت داشته باشد، ضمن اینکه طبق ماده ۱۳۵ قانون آیین دادرسی مدنی اصل بر طرح جلب ثالث تا پایان جلسه اول دادرسی و تقدیم دادخواست ظرف سه روز پس از آن است، بنابراین اگر جلسه اول گذشته باشد باید فوراً وضعیت آیینی آن بررسی شود و صرف طرح جلب ثالث نباید به عنوان ابزار تأخیر دادرسی تلقی شود؛ درباره استرداد ثمن و چکها، اگر در دادخواست فعلی خواسته مشخصی نسبت به استرداد ثمن و لاشه چکها مطرح نشده است، صرف لایحه از نظر اصول دادرسی جایگزین دادخواست مستقل یا دعوای متقابل نمیشود و برای جلوگیری از صدور رأیی که صرفاً خودرو را موضوع حکم قرار دهد، طرح دعوای متقابل در مهلت قانونی یا حسب وضعیت پرونده، دادخواست مستقل، از نظر احتیاطی مطمئنتر است و ارتباط کامل دعاوی میتواند مبنای درخواست رسیدگی توأمان باشد؛ با توجه به اینکه دادخواست استرداد خودرو به همان شعبهای ارجاع شده که قبلاً درباره تأیید فسخ رسیدگی کرده است، این امر به خودی خود مانع قانونی رسیدگی نیست، اما در دفاع باید تمام مدارکی که ناظر بر رفتار فروشنده پس از انعقاد قرارداد، تعویق یا عدم مطالبه چکها، سرقت خودرو، سوءنیت ادعایی و ترتیب زمانی وقایع است، صریحاً و با ذکر تاریخ در پرونده فعلی تثبیت شود و بهتر است به جای تمرکز صرف بر ایراد به قاضی یا شعبه، درخواست شود دادگاه اثر حقوقی هر یک از این وقایع را جداگانه و مستدل بررسی کند؛ درباره اجرتالمثل نیز صرف اینکه فروشنده از تاریخ طرح دعوای فسخ یا از زمان صدور دستور موقت مدعی است خودرو در تصرف شما بوده، الزاماً به معنای استحقاق اجرتالمثل برای تمام این مدت نیست و باید تصرف، انتساب آن به شما، امکان انتفاع، وضعیت توقیف و عدم امکان استفاده از خودرو و مبنای استحقاق خواهان برای هر بازه زمانی احراز شود، بنابراین مدت توقیف فیزیکی خودرو و خصوصاً مدتی که خودرو عملاً در اختیار شما نبوده، از نقاط مهم دفاع در برابر اجرتالمثل است و باید مستند به صورتجلسه توقیف و تاریخهای دقیق مطرح شود؛ درباره مطالبه ثمن به نرخ روز، استناد مستقیم و اصلی به رأی وحدت رویه ۸۱۱ در پرونده شما نیازمند احتیاط است، زیرا رأی مذکور ناظر به مستحقللغیر درآمدن مبیع و جهل خریدار به فساد معامله و غرامات موضوع مواد ۳۹۰ و ۳۹۱ قانون مدنی است و صراحتاً کاهش ارزش ثمن در آن وضعیت را از شمول ماده ۵۲۲ خارج دانسته است، بنابراین صرف فسخ معامله به علت عدم وصول چک یا تخلف قراردادی، بدون احراز شرایط رأی وحدت رویه ۸۱۱، الزاماً مشمول آن نیست؛ در نتیجه میتوان حسب مبنای حقوقی پرونده، استرداد اصل ثمن و اسناد پرداختی و در صورت وجود شرایط قانونی، خسارات و کاهش ارزش آن را مطالبه کرد، اما نباید استدلال را صرفاً بر ماده ۳۰۱ و ۳۰۲ قانون مدنی و ماده ۵۲۲ و رأی ۸۱۱ بنا کرد، بلکه باید دقیقاً مبنای استحقاق خسارت ناشی از فسخ و رفتار فروشنده و تاریخ مطالبه و شرایط قانونی آن را مشخص کرد؛ درباره لپتاپ نیز اگر در دادنامه کیفری قطعی، عین یا معادل آن بر عهده محکومعلیه قرار گرفته و همان مال یا ارزش آن با بخشی از ثمن معامله مرتبط نیست، اصل بر این است که هر یک از تعهدات و محکومیتها مسیر اجرایی مستقل خود را دارد و نمیتوان صرفاً با استناد به ماده ۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی رسیدگی به دعوای استرداد خودرو را متوقف کرد، مگر اینکه بتوانید رابطه مستقیم و مؤثر آن موضوع با نتیجه دعوای حقوقی حاضر و ضرورت تعیین تکلیف مقدماتی آن را برای دادگاه اثبات کنید؛ بنابراین به نظر من قویترین مسیر عملی این است که در پرونده استرداد خودرو، یک لایحه جامع ارائه شود که ضمن ایراد به مطالبه اجرتالمثل برای دوره توقیف و عدم امکان انتفاع، ترتیب زمانی سرقت، صدور حکم کیفری قطعی، فسخ، دستور موقت، توقیف، رفع توقیف و اظهارنامهها را دقیقاً ترسیم کند و همزمان، بدون اتکا به صرف لایحه، دعوای قابل استماع مربوط به استرداد ثمن و لاشه چکها و حسب مبنای حقوقی قابل اثبات، خسارات و کاهش ارزش ثمن مطرح شود و از دادگاه درخواست شود آثار فسخ به صورت متقابل و همزمان مورد حکم قرار گیرد؛ اما درباره اینکه عمداً از چه روشی برای طولانی کردن رسیدگی استفاده کنید تا اجرای حکم کیفری یا حبس طرف مقابل پیش بیاید، راهکار مصنوعی برای اطاله دادرسی توصیه نمیشود و از نظر حقوقی نیز ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد، در حالی که میتوانید کاملاً قانونی بر ضرورت تعیین تکلیف همزمان عوضین، رسیدگی به دفاعیات مؤثر، مطالبه ثمن و چکها، بررسی اسناد کیفری قطعی، تعیین تکلیف اجرتالمثل در دوره توقیف و عندالاقتضاء درخواست کارشناسی و رسیدگی توأمان تأکید کنید؛ همچنین چون رأی وحدت رویه ۸۱۱ صراحتاً چارچوب خاصی برای جبران کاهش ارزش ثمن مقرر کرده است، بهتر است قبل از تنظیم دادخواست ثمن، متن دادنامه قطعی فسخ و قرارداد و دقیقاً مشخص شود که فسخ بر چه مبنایی اعلام شده و آیا دادگاه در رأی فسخ درباره آثار مالی فسخ اظهارنظر کرده یا خیر، چون همین نکته میتواند تعیین کند که بهترین قالب، دعوای متقابل، دعوای مستقل یا صرفاً درخواست اجرای آثار فسخ در پرونده حاضر باشد.